X
تبلیغات
قوم بختياري(بهداروند)حكايات و دانستنیها

تاریخ کهن بختیاری

تاریخ کهن بختیاری

آنچه از هردودتسی (هرودوت) تاریخ نویسان نقل کرده اند خاستگاه بختیاریها دامنه های قففاز و ارمنستان بوده و سپس به سوی خاور ایران یعنی جنوب رود جیحون ودر کرانه های رود دهاز انجایی که بلخ فعلی بنا گردیده فرود آمدند.

قوم تازه وارد آن سرزمین را به مناسبت فراوانی نعمتهایش "بخت آور" نامیدند

 آنجایی که آنان از باختر دریای خزر به سوی خاور آمده بودند(باختریان)نام گرفتند همچنین درواژگان یونانی از آنان به نام باکتریا و شهربلخ را باکترا و روددهاز را باکتروس گفتند.بنا به عقیده ای هجرت دوم بختیاری از حوالی رود دهاز به دامنه های زاگرس و خوزستان بوده اما آنچه که از ساکنان کهن زاگرس و جلگه های جنوبی آن  یاد می شودنخست" گوتی" ها ساکن بودند که چون از کوههای زاگرس به زیر امدند دردشتهای خوزستان و" میان رودان" مسکن گزیدنداما در همسایگی گوتی ها مردمان دیگری زندگی می کردند که تمام نه بلکه اکثر صاحب نظران آنان رو نیاکان بختیاریان لران و کردان دانسته اند، درتاریخ اقوام کهن از ایشان به نام لولویی یاد می شود لولوییها خوداز اقوام آریاییی که نیای پیامبرایرانی "زرتشت" از همین مردمان بود.

هم اکنون آنچه از زندگی اصلی ترین مردمان زاگرس سراغ داریم بیشترازندگی ایلی این دیار است که ریشه ای بس کهن داشته است . گرچه گذشته از سنت دیرینه ایرانیان که زندگی ایلی رابا همه بار رنجها جایگاهی در آیین های ایرانی نداشت ولی یک جانشینی مورد مورد تشویق و تبلیغ قرار میگرفت و نیزکار کشاورزی را کاری ستودنی و مقدس می شمردند

"هرکه دانه ای می افشاند راستی می کارد" .

از قراری قیافه اهالی ایران یا فارس رادر حجاریها نموده اند چندان شباهتی به یونانیها ندارند ووضع آنها جداگانه و مخصوص است اما آثار نجابت و عظمت در سیمای آنان ظاهر می باشدحالت روحانیت و تفکر وتدبر انها محسوس است از نگاره های باستانی چهره مردمان ایران یاد شده که یک نوع غیرت و شجاعت ساسانی در آنها (مردمان بختیاری) دیده می شود که در سایر طبقات مشهود نیست و هیچ شکی نیست که اهالی شوشتر و بختیاری با هم سنخیت و جنسیبت کامل دارند(تاریخ بختیاری نوشته کیانی هفت لنگ)

سرزمین اوکسی ها جایی که اکنون بختیاری تباران زندگی می کنند مناطقی کوهستانی است که بیشتر این منطقه در ناحیه خوزستان قرار داردبنابراین هر نظر اجمالی به تاریخ خوزستان جداازشناخت تاریخی سرزمین بختیاری نمی باشد البته عکس این مقوله نیزصدق می کند.این سرزمین(خوزستان و بختیاری)تا چند صدسال پیش گاهی جز اصفهانو زمانی با استان فارس یکی نامیده میشد،ولی در بسیاری از کتابهای تاریخی و جغرافیایی و همچنین سفرنامه ها بیشتر بخشی از پارس را شامل می گردد نیاکان "داریوش"پادشاه هخامنشینی از سرزمین "انشان" ناحیه ای ازبختیاری برخاسته ودرسنگ نبشته ای به خط میخی از این سرزمین چنین یاد میکنند."این سرزمین پارس که اهورامزدا آن را به من ارزانی فرمود زیبا و دارای اسبان خوب ومردان خوب است .

در سال 1879 میلادی طی کاوشهای باستانشناسی در جنوب عراق که آن زمان بخشی از امپراطوری عثمانی بود به استوانه ای سفالی برخوردند که نوشتاری به زبان بابلی بوداین نوشتار چیزی نبود جز منشور"کورش هخامنشی"که پس از آزادکردن شهر بابل به دستور وی نوشته شد و درخطابه های 12و21 این منشورچهار بار نام انشان آمده است"مردوک به دنبال فرمانروایی دادگر در سراسر همه کشورها به جستجو پرداخت، به جستجوی شاهی خوب که اورا یاری دهد آنگاه اونام کورش پادشاه انشان anshun  رابرخوانداز او به نام شاه جهان یاد کرد."

وخود کورش منطقه انشان رادرمنشورهای خود هم ردیف با همه جهان ویادولتهای مقتدرهم عصرش چون سومر- اکدوبابل میخواند.آنجا که می گوید: منم کورش ،شاه جهان ،شاه بزرگ فشاه دادگر،شاه بابل ، شاه سومرو اکد،شاه چهارگوشه جهان پسرکمبوجیه ،شاه بزرگ، شاه انشان،نوه کورش ،شاه بزرگ،شاه انشان ،نبیره چپش پیش . کورش در این منشوراز سه تن نیاکان خود که پادشاهی انشان را داشتند یادمی کنند.این خاستگاه هخامنشیان را عده ای سرزمین ایذه و عده ای براین باورند که انشان و انزان دو واژه جدا ازهم هستند که به معنی دوسرزمین از خاک بختیاری و فارس نامیده شده است.اگرنگاهی به نقشه جغرافیا بیفکنیم در می یابیم بی دلیل نبوده است که انشان را باید قلب دنیای کهن نامیدوایلامیان پیش از هخامنشیانبراین سرزمین گام برداشتندزیرامرکزسرزمین رادرخود داشتکه از آبهای "آمودریا"تا "نیل" و" خیلیج عدن"گسترده و توسعه یافت و خوزستان و پارس چون نگینی بر تارک این بوم می درخشید هخامنشیان که براقوام وملتهای گوناگونی حکومت می راندند به مناسبت موقعیت استراتژیکی منطقه و حکمروایی برآبها و خشکی ها اغلب پایتختها رادراین مناطق (فارس و خوزستان) برمی گزیدند اما اسیایی منطقه تمدن ایلامی در بختیاری و سرزمین موردنظر افکنده از درخشانترین تمدنهای مطرح وتاثیرات فراوانی براقوام و تمدنهای همسایه از خود به جای گذاشته است . وانچه که بر ایلامیان که مردمانی آریایی و ایرانی بودندو منزل در سرزمین بختیاری وخوزستان داشتندکه چگونه این سرزمین در آتش خشم مهجمین سوخت بخاطر که چشم طمع اقوام و ساکنین سرزمینهای همجوار وبیگانگانآن سوی اقیانوسها هیچگاه به روی آن بسته نشد،سرزمین بختیاری وخوزستان درحمله اسکندرنیزهمراهبا آتش سوزیهای پارس مصون نماند. اگر چه رشادتهای دلیران آریوبرزینی ها و کوهیاران انشانی لرزه بر اندام اسکندر و سپاه او افکنده بود،ولی دست یابی به سرزمینی چون میان رودان تا زمینهای نیل یا شوش واستخرهردوباید از خوزستان گذشت خواه فاتح از غرب به شرق بیاید یا از شرق به غرب باید از این سرزمین گذر کند بنابراین این سرزمین از ویرانگریهای اسکندردرامان نماند تاجایی که به اولقب اهریمنی گجسته دادند.

 

 

بر گرفته : (از کتاب ازبختیاری تا بختیاری نوشته آقای حسین حسن زاده رهدار)

نوشته شده توسط محمدرضا بهداروندیانی در |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر